کودکان افغان در کنار کودکان ایرانی درس می خوانند

سیاستی مثال زدنی در ایران اجازه می دهد تا کودکان افغانستانی در مدرسه دولتی تحصیل کنند، چه پناهنده باشند، چه دارنده گذرنامه یا حتی بدون مدرک باشند.

پریسا می گوید که می خواهد وقتی بزرگ شد معلم شود. او برای تحقق رویای خود خیلی درس می خواند.
© کمیساریا/محمدحسین دهقانیان

همین که زنگ مدرسه برای اعلام آغاز روز به صدا در می آید، گروهی از دختران با شور و هیجان از  درهای دبستان وحدت در شهر قدیمی اصفهان وارد مدرسه می شوند. همینطور که کیف های پر و پیمانشان روی پشتشان بالا و پایین می پرد، جلوی ساختمان اصلی متوقف می شوند و در صف صبحگاه می ایستند.


ته صف، پریسای 16 ساله تنها چیزی که می خواهد این است که کلاس درس زودتر شروع شود.

پریسا کتابهایش را محکم به آغوش می گیرد و می گوید: “من مدرسه را بی نهایت دوست دارم.درس مورد علاقم ریاضی است، زیرا ریاضی در همه جای دنیا وجود دارد. من ضرب و تقسیم را دوست دارم، واقعاً آسان است.”

”من مدرسه را بی نهایت دوست دارم.درس مورد علاقم ریاضی است“

پریسا و خانواده اش 10 سال پیش پس از ارعاب گری طالبان در محله شان در هرات و تهدید به ربودن دخترانی که به مدرسه می رفتند، از افغانستان گریختند.

بسم الله ، پدر 67 ساله پریسا به یاد می آورد: “اگر به بازار می رفتی، هیچ تضمینی وجود نداشت كه برگردی. بعد هم شروع به جاسازی مین در حیاط مدرسه ها کردند. ما چاره ای جز آمدن به اینجا نداشتیم.”

در ایران، پریسا و شش خواهر و برادرش در امان بودند. اما در نخستین سالهای ورودشان ، او نمی توانست به مدرسه برود. خانواده اش به سختی درآمد کافی برای گذران زندگی را داشتند، چه برسد به پرداخت هزینه مدرسه.

زمانی که برادر پریسا برای کمک به هزینه های خانواده ترک تحصیل کرد ، پریسا در سن 11 سالگی توانست برای اولین بار پا به کلاس درس بگذارد. اما آن مدرسه خودگردان برای گنجاندن تعداد بیشتری از کودکان در ساختمان دو کلاسه اش، کلاس ها را در دو شیفت برگزار می کرد. بدون داشتن معلمان تعلیم یافته و برنامه درسی مناسب، دانش آموزان فقط مبانی را می آموختند.

Iran. The children have breakfast together before going to school

حلیمه (وسط) هر روز برای حلیمه (وسط) پناهنده افغان برای دو پسرش و دخترانش پریسا 16 ساله و پریماه 14 ساله در خانه در اصفهان در مرکز ایران صبحانه آماده می کند. © کمیساریا / محمدحسین دهقانیان

Iran. Besmellah takes his daughters to school on his bike.

مدرسه 10 کیلومتر با خانهبسم الله ، پناهنده افغانستانی، دخترانش پریسا، 16 ساله و پریماه 14 ساله را با موتورش به مدرسه شان در 10 کیلومتری خانه خود در اصفهان رانندگی می کند. © کمیساریا/محمدحسین دهقانیان

Iran. Parisa and Parimah standing in front of their school building

پریسا، 16 ساله (راست)، و خواهرش پریماه، 14 ساله، افغانستانی بدون مدرک هستند که در اصفهان به مدرسه می روند. © کمیساریا/محمدحسین دهقانیان

Iran. Third grade students in their classroom

دانش آموزان مدرسه ابتدایی وحدت در اصفهان سعی می کنند خندهایشان را برای عکس گروهی قبل از آمدن معلمشان به کلاس مهار کنند. © کمیساریا/محمدحسین دهقانیان

شرایط ایده آل نبود، اما در حالی که پناهندگان در ایران می توانستند به مدارس رسمی بروند، افغانستانی هایی مانند خانواده پریسا که از درگیری گریخته بودند، اما پناهنده نبودند، فقط می توانستند در این نوع مراکز آموزشی غیر رسمی و خودگردان تحصیل کنند.

در سال 2015 پیرو فرمان رهبر معظم دولت جمهوری اسلامی ایران به همه کودکان افغانستانی بدون توجه به اینکه پناهنده، بدون مدرک یا دارای گذرنامه هستند، اجازه تحصیل در مدارس دولتی داده شد.

به لطف  دولت ایران  و کمیساریا ، دبستان وحدت در سال 2017 افتتاح شد و به پریسا اولین فرصت برای بهره بردن از آموزش مناسب را داد. او یکی از 140 افغانستانی است که در کنار 160 دانش آموز ایرانی در این مدرسه تحصیل می کنند، و همه آنها برنامه درسی ملی یکسانی را دنبال می کنند.

این مدرسه به اعتماد بنفس این کودکان افغانستانی کمک کرده است تا بتوانند  برای آینده خود آماده شوند و در جوامعی که میزبان آنها و خانواده هایشان هستند، سهیم باشند.

حدود 480،000  کودک افغانستانی از سیاست های آموزشی پیشرو و فراگیر ایران در سال تحصیلی 2019-2020 بهره برده اند، که 130،000 نفر آنها مانند پریسا فاقد مدرک هستند. تنها در سال 2019، ایران برای حدود 60،000 دانش آموز جدید افغانستانی در مدارس خود،  فضای تحصیلی فراهم کرده  است.

او می گوید: “من بسیار خوشحالم که می تونم کنار دانش آموزان ایرانی تحصیل کنم. مردم دیگر نمیگن، ’اوه تو افغانی هستی. ‘”

در طول 40 سال گذشته، حدود 3 میلیون افغانستانی در ایران امنیت یافته اند. نزدیک به یک میلیون نفر به عنوان پناهنده ثبت شده اند و بیش از دو میلیون افغانستانی بدون مدارک هویتی یا دارای گذرنامه ملی هستند.

پریسا در آرزوی بازگشت به افغانستان است، تا بتواند سهمی داشته باشد و به کودکان آنجا کمک کند با تحصیل علم به توانایی های خود دست یابند. . او می گوید: “اگر معلم بشم، خیلی خوشحال خواهم شد. من می خوام در زادگاهم به دخترانی درس بدم که نمی تونند برن مدرسه.”

اما او می داند موفقیتش در آینده نامشخص است. او می گوید: “بعضی وقت ها فکر می کنم … اگر به دلیل وضعیت مالیمون نتونم برم مدرسه چی؟.” حتی فکر اینکه نتواند ادامه تحصیل بدهد، اشک به چشمانش می آورد.

”من و همسرم به دلیل درس نخوندن احساس ناتوانی می کنیم و نمی خواهیم همین اتفاق برای بچه هامون هم بیفتد.“

پناهندگان از پرداخت هرگونه هزینه مدرسه در ایران معاف هستند، با این حال حتی هزینه کم لوازم مدارس هم بر بودجه خانواده سنگینی می کند.

بسم الله می گوید: “تا زمانی که بتونم کار کنم، هر کاری از دستم بر بیاد برای دخترام انجام می دم تا بتونند به مدرسه برن، اما شرایط داره سخت تر و سخت تر می شه.من و همسرم به دلیل درس نخوندن احساس ناتوانی می کنیم و نمی خواهیم همین اتفاق برای بچه هامون هم بیفتد.”

آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد نگران است که، اگر وضعیت اقتصادی در ایران سخت تر شود در امر  توانایی دولت، کمیساریا و شرکایشان برای ادامه فراهم کردن امکان تحصیل کودکان افغانستانی به شدت اثر خواهد گذاشت.

به منظور حفظ سیاست های مثال زدنی دولت ایران در امر آموزش فراگیر، کمیساریا خواستار تعهد بیشتر اهدا کنندگان و شرکای خود در حمایت از اقدامات انسان دوستانه ایران در نخستین مجمع جهانی پناهندگان مورخ 17 تا 18 دسامبر در ژنو، سوئیس است.

خانم اعتصامی، مدیر مدرسه، خیلی شاهد این است که چطوربچه ها به دلیل مشکلات مالی، بیشتر و بیشتر در معرض ترک تحصیل هستند. پسران برای کار و کمک به درآمد خانواده ترک تحصیل می کنند، در حالی که از دختران یا خواسته می شود که ازدواج کنند یا خانه بمانند و زمانی که والدینشان مشغول به کار هستند از خواهر و برادرهای کوچکتر خود مراقبت کنند.